اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ و شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینیش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی می کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو
کاملا خیس بود…

سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملا بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد…

چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمده بودی؟
و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر
توی چشم و چالمان نرود
دو قدم از هم دورتر برویم…

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم
تنها برو…

(دکترشریعتی)

 

/ 15 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صادق حسینی

سلام دوست خوب من کارهای ارزشمندتونو خوندم و با همه ی خویش لذت بردم دست مریزاد عالی بودی

گمنام

سلام خیلی قشنگ بود.چون خودم درد عشق ونامردی وجدایی کشیدم درد تمام عاشقها رو میفهمم.وب خوبی دارین فقط این قطره های بارونتون اذیتمون میکنه چترم ندارم خیس شدیم[لبخند].موفق باشین

علی

خیلی زیبا بود همینطور پست بالاییتون دهلیز هم با یه شعر به روزه

مهتــــــــــا

گمان مبر که امید به چشمان تو بسته چشمانم... که دیرگاهیست بهار در زمستان دلم بی اثر است من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم... که سرنوشت درختان باغمان تبر است [گل]

sahar

سلام عزیزم خوبی تو هم لینک شدی ممنون بم سرزدی امیدوارم دوست خوبی برات باشم

امین

وبت جمع جور و باحاله اگه خاستی هموبلینکیم بهم سر بزن....

امین

سلام ممنون منم با افتخار لینکیدمت .... سپیده جان وقتی یه جامعه رشد میکنه که توش نقد باشه ونقد سیاسی نیازمند احزاب مختلف چون انسان ها اندیشه های متفاوت دارند.... مثلا امین نمیتونه افراطی فکر کنه...نمیتونه جلوآزادی بیان بایسته ...نمیتونه عاشق دموکداسی نباشه.....

پگاه

برای قدم زدن باتو تاآخردنیامی آیم چترم برای تو شانه هایم را برای تو خیس کرده ام دردت بجانم

سجاد صادقي

سلام و درود.با چهارپاره اي تقديمي به شهرم بروزم و منتظر نگاه گرم شما.[گل]

صادق حسینی

سلام به خانه ی من اگر آمدی ای مهربان برایم چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم